السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
532
تفسير الميزان ( فارسي )
اين خوارى دنيايى آنان است و در آخرت عذابى بسيار بزرگ دارند ( 33 ) . مگر آن افرادى كه قبل از دستگير شدنشان به دست شما به سوى خدا بر گشته باشند ، و بدانيد كه خدا آمرزگار و رحيم است ( 34 ) . هان اى كسانى كه در زمره مؤمنين در آمدهايد ، از خدا پروا داشته باشيد ، و در جستجوى وسيله اى براى نزديك شدن به ساحتش - كه همان عبوديت و به دنبالش علم و عمل است برآئيد و در راه او جهاد كنيد ، باشد كه رستگار گرديد ( 35 ) . محققا كسانى كه كفر ورزيدند ، اگر تمامى آنچه در زمين است با يك برابر مثل آن ملكشان باشد و در قيامت بخواهند با دادن آن جان خود را از عذاب نجات دهند ، از ايشان قبول نمىشود و عذابى دردناك دارند ( 36 ) . خيلى اصرار و التماس دارند كه از آتش خارج شوند ، ولى خارج نخواهند شد ، و عذابى پاينده دارند ( 37 ) . و سزاى كسانى كه دزدى كنند - مرد دزد و زن دزد - اين است كه - دستشان را قطع كنيد - البته مجرى قانون قطع مىكند تا كيفر عمل او و مجازاتى از ناحيه خدا باشد ، و خدا مقتدرى شكست ناپذير ، و در عين حال حكيم است ، و كار به حكمت مىكند ( 38 ) . پس كسى كه بعد از - اين - ظلمش توبه نموده آنچه را فاسد كرده اصلاح كند بداند كه خدا توبه اش را قبول مىكند كه خدا آمرزگار رحيم است ( 39 ) . مگر ( اى انسان ) نمىدانى كه خدا مالك آسمانها و زمين است ، هر كه را بخواهد عذاب مىكند ، و هر كه را بخواهد مىآمرزد ، و خدا بر هر چيزى توانا است ( 40 ) . بيان آيات اين آيات خالى از ارتباط با آيات قبل نيست ، براى اينكه آيات قبل كه داستان برادركشى فرزندان آدم را نقل مىكرد و مىفرمود به همين جهت بر بنى اسرائيل نوشتيم كه چنين و چنان ، گو اينكه ارتباط مستقيمش با مطالب قبل بود كه پيرامون حال و وضع بنى اسرائيل سخن مىگفت ، و گو اينكه در آن آيات بطور صريح نه يك حد شرعى بيان شده بود و نه يك حكم الهى ، و ليكن بطور ضمنى و يا به عبارتى به ملازمه با آيات مورد بحث كه بيانگر حد شرعى مفسدين و دزدان است ارتباط دارد . * ( « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّه وَرَسُولَه وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً » ) * كلمه « فسادا » در اين جمله مصدرى است كه به عنوان حال به كار رفته ( و معناى در حالى كه مفسدند را مىدهد ) ، و جمله : * ( « يُحارِبُونَ اللَّه » ) * از آنجا كه معناى تحت اللفظى